السيد محمد حسين الطهراني

29

معاد شناسى (فارسى)

لب ببند از گفتگو و كُن طواف * سير فى الله را ترا باشد مَطاف ردّ آنچه مر ترا بسپرده دوست * هر چه هست و نيست ملك و مال اوست گوش كثرت ار رها بنموده‌اى * بىمحابا بانگ حقّ بشنيده‌اى ليك وا گو با مَنَت آن گوش كو * وه چه‌ها بنموده كثرت مو به مو « هر چه هست و نيست ملك و مال اوست » پس در دنيا چشم دوبين و أحْوَل و رَمَدآلود ، تصوّر غلط مينمود . در دنيا غير خدا را طلب كردند و احكام توحيد را فراموش كردند ، و خيال كردند آن متخيّلات سرابى ، در عالم حقيقت هم حقّ عبور و مرور دارند ، و حالا در قيامت معلوم شد كه چنين نيست . روى تو ظاهر است به عالم نهان كجاست * گر او نهان بوَد به جهان خود عيان كجاست عالَم شده است مظهر حسن و جمال تو * اى جان بگو كه مظهر و جان جهان كجاست « 1 » گفتار أمير المؤمنين عليه السّلام راجع به توحيد در كتاب « أسرار الصّلاة » مرحوم عارف صمدانى و عالم ربّانى حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى رضوانُ الله عليه فرمايد : قوله عليه السّلام : أَنَّهُ مَا نَظَرْتُ إلَى شَىْءٍ إلَّا وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ

--> ( 1 ) مفاتيح الإعجاز » ص 60